محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

185

خلد برين ( فارسى )

جماعتى از امراء و لشكريان سرحد قندز و بقلان و حصار شادمان و بدخشان تا نواحى تركستان متوجه شوند تا آن ولايت به كف اختيار و قبضهء اقتدار مسخر سازند . و اگر چنانچه نعوذ بالله ديگر باره متعذر شود رايات نصرت شعار فرصت آثار را متوجه خواهيم فرمود . اول فرزند اعز ، غنچهء گل مراد و تسكين جان و قوت جگر و فؤاد ، آن كه مشهور شده ضرب دلاورى [ او ] به هر جا ، هزبر بيشهء هيجا ، شعر : ز ضرب سنانش فلك پشت خم * اسير كمندش دو صد جاه جم در آوردگه تيغ چون بركشد * سر سركشان را به خون دركشد ابو النصر كمال الدين سونجك محمد بهادرخان - اطال الله تعالى - با جماعتى امراء و مقربان تعيين فرمائيم و فرزند درة التاج شجاع - الدوران بمساح جيحون الصلابة فى الميدان حمزه بهادرخان در بر انغار ، و فرزند عمدة الملك فى الافاق و تهمتن به استحقاق ، سليم الدين مهدى بهادر خان در جرانغار با اجتماع امراء و دلاوران و عساكر دين كه از اندجان [ و ] شاهرخيه و تاشكند و شهر سير و سبران و اورگنج و خوارزم و جيحون كنار و كاشغر و منقت تا نواحى قبچاق و قلماق مقرر شده كه استادگى نمايند و با مخالفان حربا حرب نمايند و اعيان دولت كه در آن معركه حاضر باشند پاى وقار در زمين تهور نگاه دارند ، باشد كه به توفيق الله تعالى از خزانهء وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً « 1 » نصرت استقبال نمايد و بايد كه اعلام نمايند كه در چه محل ، مكان مقاومت خواهد بود . و السلام » . بعد از تصميم عزيمت به صوب خراسان ، فرمان عالى شان به احضار عساكر ظفر توأمان نافذ گرديده تواچيان بهرام صولت جهت اجتماع لشكر ظفر خاصيت به اطراف و اقطار بلاد و ديار ممالك محروسه در حركت آمدند و الويهء دولت و اعلام فتح و نصرت به

--> ( 1 ) - سورهء فتح ، آيهء 3 .